
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
علي با درد غربت آشنا بود
علي تنهاترين مرد خدا بود
علي درآستين دست خدا داشت
قدم در آستان كبريا داشت
علي سوز و گدازي جاودانه است
علي راز و نيازي عاشقانه است
دل دريايي اش درياي خون بود
زخون باغ و بهارش لاله گون بود
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
نواي عشق از ناي علي بود
اذان سرخ ، آواي علـي بــود
علي را قدر ، پيغمبر شناسد
كه هركس خويش را بهتر شناسد
علي را وصف در باور نيايد
زبان هرگز ز وصفش برنيايد
دل ز عشق تو دريا شد يا علي
جان ز شوق تو شيدا شد يا علي
*
وقت دعا با دل های پاکتون من رو هم دعا کنید

