تبليغاتX
به نام آنکه از لادن گلی ساخت











به نام آنکه از لادن گلی ساخت

*
 

 

 

                                

 

 

 

+نوشته شده در 85/02/28توسط لادن |
تقلب!!!
 

سلام!!

خوبین؟؟خوش میگذره؟؟

راستش امروز معلم هامون رو بردن جاده چالوس!!آخه میدونید معلم و مدیر و..هر کی تو مدرسه ست همه با هم دوستن یعنی با هم ارتباط خانوادگی دارن!!رفتن جاده چالوس بشینن یه گوشه خوش بگذرونند به ما گفتند برین خونه درس بخونید !! تازه فردا ۲ تا امتحان داریم!! ای خدا ما رو نجات بده (تنها چیزی که میتونم بگم همینه!!)

یه چیزی میخوام براتون تعریف کنم بخونید!!

معلم دفاعی ما دانشجو هستش بعد کلاس آمارش میخوره تو ساعت های کلاس ما یعنی فقط ۱۰ دقیقه ی آخر رو میرسه سر زنگ ما..

میخواست از قسمت اسلحه از ما امتحان بگیره ..ما هم اون روز خیلی کار داشتیم یعنی هممون فقط روخونی کرده بودیم ..

من که وسط برنامه ی عمو پورنگ میخوندم کارتون ها که میومدصدا رو کم میکردم یه رو خونی میکردم ..هیچی تو مخم نمیرفت!! انواع فشنگ رو باید حفظ میکردیم ..آخه ما رو چه به این کارها..!!

حالا بنده خدا معلممون کلی حذف میکنه ..

ما رو بگو روز بعد که اومدیم سر زنگ دفاعی همه به هم نگاه کردیم زدیم زیر خنده آخه هیچ کدوممون هیچی حالیمون نبود..

بعد تصمیم گرفتیم بشینیم رو میزهامون بنویسیم (البته رو دیوار هم میشد نوشت ولی ماهایی که به طرف دیوار نیستیم نمیشد این کارو بکنیم)..

اولش چون میدونستیم معلممون دیر میاد  زنگ که خورد همه کتاب ها رو برداشتیم شروع کردیم به نوشتن ..میز های ما از این میز سفیدها هستن میشه روشون نوشت ولی ما ۲ تا میز اضافه هم داریم که از این چوبیان که نمیشه روشون نوشت ..

گفتیم: چی کار کنیم اگه یکی از ما رو ببره رو این میزا بنشونه صفر میشیم که ..

۲ نفر بلند شدن ۱ میز رو بردن بیرون اون یکی موند دیدیم اگه هر دو تا رو ببریم بیرون ضایع میشه!! بعد همه فکر کردیم چی کار کنیم با این میز اضافی!!بعد من بلند شدم رفتم با کاغذ شکلات یکی از بچه ها خرده گچ رو برداشتم ریختم رو میز تخته پاک کن گچی رو هم کوبیدم به میز که گچش بمونه رو میز.. خلاصه میز رو گچی کردم!!بعد گفتم: میگیم میز کثیفه نمیشینیم !! معلم هم که وقت نداره بگه  تمیزش کن میخواد فقط زودتر امتحان بگیره!!..بچه ها گفتن: بابا تو دیگه کی هستی!!

وقتی داشتیم تقلب ها رو مینوشتیم من خیلی تمیز مینوشتم بین نوشته هام خط میکشیدم!! بچه ها مسخرم میکردن میگفتن: اولین باره که داری از این کارا میکنی بلد نیستی!! منم گفتم: حالا میبینید چی میشه!!

میدونستم که معلم ما میگه سریع ورقه رو بدید خب آدم هول میشه اون وقت بیا پیدا کن چه جوابی رو کجای میز نوشتی!!

خلاصه معلم اومد و گفت: آماده اید؟؟ ما هم گفتیم:بله خانم همه کامل میشیم!!

امتحان رو دادیم ..همه برگشتن گفتن : ما همش دنبال جواب بودیم از بس قاطی نوشته بودیم اعصابمون خرد شد ..من گفتم: حالا دیدین من تمیز نوشتم به خاطر همین بود!!

با این که اولین بار بود که از این کارا میکردم بازم حواسم بود چی به چیه...خوشم اومد!!

کلی اون روز خندیدیم!!

به مامانم گفتم چی کار کردیم مامانم گفت بچه های بد میام به معلمتون میگم!!

همین دیگه!!جای همتون خالی بود!!

راستی امیدوارم شما مثل ما بچه های بدی نشید و امتحاناتتون رو عالی بدید!!

برای همتون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم!!

تا بعد 

                        ******************************************

خاطره عمو پورنگ از مرحوم نوذری در شب یلدا

شیرین زبانی امیر محمد در شب یلدا

+نوشته شده در 85/02/12توسط لادن |