به نام خدا
سلام..!!
از اینکه نتونستم بهتون سر بزنم معذرت میخوام.از دوستانی که بهم سر زدن واقعا ممنونم.
امروز یک مطلب روانشناسی دارم.من که از روانشناسی خیلی خوشم میاد شما چی؟؟
رنگها و نشانه ها:

قرمز: رنگ قرمز نشانه ی هیجان قدرت گرما حسرت و انرژی است .رنگی است که بین سایر رنگها به دلیل قدرت تاثیر گذاری بیشتر جلب توجه می کندو نوعی تلخی و تندی را همراه دارد.
آبی: این رنگ نشانه ای از آرامش و شکیبایی است و حس لطافت را به بیننده منتقل میکند .آبی هر چه تیره تر شود به اندوه ترس و نیستی تبدیل میشود.به دلیل طول موج پایین این رنگ نوعی ملایمت را به تماشاگر انتقال می دهد.
زرد: زرد نشانه تهاجم حمله و تحرک و البته روشنایی است.بسیاری معتقدند در رنگ زرد شک و غافلگیری هم وجود دارد.
نارنجی
: نیرو جذبه مهربانی نجابت دقت نظر از ویژگی های آن است.این رنگ طول موج متوسطی دارد و تر کیبی از زرد آبی و قرمز است.
بنفش: رنگ خنثی است که با خود نشانه هایی از صداقت تقوی و عدل دارد.ملایمت ویژگی مهم این رنگ است.
سبز: نشانه باروری آرامش امید ایمان و سودمندی است. رنگی که به دلیل باروری و پاکی اش در بعضی کشور ها مقدس محسوب میشود.
سفید: نشانه ی روشنایی و زندگی و پاکی است و بالاترین طول موج را دارد.
سیاه:ابهام رازمند بودن و جدیت است و تداعی و مرگ از این رنگ استنباط میشود.
من که رنگ نارنجی رو خیلی دوست دارم شما چی؟؟
راستی امروز روز تولدمه.![]()

این هم کیک تولدم...خوشمزه است نه؟؟
باعشق زمان فراموش میشود و با زمان هم عشق
موفق شاد و سلامت باشید..
تابعد..
به نام خدا
سلام..
امروز می خوام یک یاد آوری کنم از کسی که رفته ولی همیشه ما به یادش هستیم خواهر عسل عزیز در وبلاگ نوشته ولی کسی بهش سر نزده حتما به وبلاگ عسل عزیز سر بزنید..یکی از دوستان خوبم هم یک وبلاگ درست کرده برای همه ی طرفداران عمو پورنگ پس هر کی دوست داره به وبلاگ ریحانه خانوم سر بزنه..
یه شعر از یک شاعر که ما خیلی دوستش داریم و شعراش به گونه ایه که واقعا به دل آدم مینشینه...بله سهراب سپهری..
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم
هیجان را پرواز دهیم
روی ادراک فضا , رنگ , صدا , پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

همین..دو معذرت خواهی اولیش برای اینکه کامپیوتر ما نه فارسی را پاس بداریم رایانه ی ما خراب شده من هم الان با رایانه ی خودم نمی نویسم به خاطر همین اگه بهتون سر نزدم من رو ببخشید دومیش این رایانه ای که دارم باهاش مینویسم برنامه ی فارسی درست حسابی نداره که ..به خاطر همین اگه اشتباهی در نوشته ها دیدید به بزرگی خودتون ببخشید یه موقع فکر نکنید مدرسه ها تعطیل شده من سواد خوندن نوشتم یادم رفته ها..![]()
![]()
ببخشید...![]()
با عشق زمان فراموش می شود وبا زمان هم عشق ..
موفق شاد و سلامت باشید..
تابعد ..
به نام خدا
سلام..
شهادت حضرت فاطمه(س) را به همه ی شما تسلیت میگم.
یه روز یه باغبونی
یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میون
باغچه ی مهربونی
می گفت سفر که رفتم
یه روز و روزگاری
این بوته ی یاس من
بمونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس
تو کوچه هامی پیچید
میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید
هزار ساله کوچه ها
پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل
مونده هنوز ناشناس
دوستان این روز ها شهادت حضرت فاطمه (س ) است .این روز ها رو از دست ندیم دعا کنیم دعا کنیم برای همه ی کسانی که به دعا های ما احتیاج دارند.برای همه ی مریض ها برای همه ی کسایی که گره ای در کارشون هست برای همه ی کسانی که امیدشون رو از دست دادن که انشاالله خود خانوم فاطمه ی زهرا به بزرگیش گره ی همه ی کارها رو بازکنه و همه رو به حاجتشون برسونه..انشاالله..

گفت بخوان نابترین آیه ی عشاق را
سبز ترین زمزمه ی باغ را
رونق آفتاب را
گفت بخوان پاک ترین آیه ی توحید را
جلوه ی تابنده ی خورشید را
طلعت ناهید را
گفت بخوان آبروی آب را
روشنی و پاکی مهتاب را
آینه ی ناب را
گفت بخوان اینهمه را
خواندم یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
التماس دعا..
به نام خدا
سلام..
ممنونم از نظرات قشنگتون.
میخوام وبلاگ دو دوست خوبم رو بهتون معرفی کنم.بهشون سر بزنید مطمئن باشید پشیمون نمیشید.اولی وبلاگ کتایون خانم و دیگری وبلاگ حسنای عزیزم .بهشون سر بزنید.
واما مطلب امروز باز هم خودم نوشتمش نمی دونم این یکی هم خوبه یا نه..شما نظر بدین این طوری بنویسم خوبه؟؟
خسته شدم..
ای خدا خودت بگو چی کار کنم..
ای کاش هیچ آدمی روی این کره ی خاکی نبود که دلم رو بشکنه..
ای کاش هیچ آدمی روی این کره ی خا کی نبود که اشکم رو در بیاره..
ای کاش هیچ آدمی روی این کره ی خاکی نبود که براش دلتنگ بشم..
فقط خودت بودی و خودم..
خسته شدم از بس اشکم رو پنهون کردم ..
خسته شدم از بس با دل شکسته خندیدم..
خسته شدم از بس بایک کوه اندوه خودم رو شاد نشون دادم..
خسته شدم از بس نتونستم برای دلم های های گریه کنم..
خسته شدم از بس آروم و بی صدا گریه کردم..
خسته شدم از بس بغضم رو نشکستم..
کی میشه یکی بیاد و بهم بگه بلند بلند گریه کن..
یکی بیاد بگه حرف دل شکستت رو بهم بگو ..
یکی بیاد بگه گریه کن بغضت رو بشکن و بگو از هر چیزی که دلت میخواد..
یکی بیاد بگه دیگه خسته شدم نگو....

با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق..
موفق سلامت و شاد باشيد..
تابعد..
به نام خدا
سلام..
ممنونم از نظراتتون امیدوارم بتونم نوشته هام رو بهتر کنم.
نمیدونم که چقدر به تیتراژسریال ها اهمیت میدین و گوش میدین.این شعر برای تیتراژسریال سایه ی آفتابه و شاعر این شعر آقای افشین یداللهی. از این شعر خوشم اومده گفتم برای شما هم بنویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.
سا یه ی آفتاب
ای واژه ی بی معنی
رویایی بی تعبیر
آغاز ترین پایان
آزادترین تقدیر
از قلب تو می روید
نبض غزلی تازه
پنهان شده ای در من
گم نام پر آوازه
تو سایه ی خورشیدی
تو بوسه ی در بحران
تو دلهره ای آرام
مهتاب بهتر از باران
آرامش طوفانی
میسازی و ویرانم
رسوایی راز آلود
می پوشی و عریانم
من حادثه بر دوشم
من عشق نمیدانم
در هیچ تمامم کن
تا زنده شود جانم
ای واژه ی بی معنی
رویایی بی تعبیر
آغاز ترین پایان
آزادترین تقدیر
من را تو به خود خواندی
معشوقه ی نا خوانده
دل را به ازل بسپار
یک دم به ابد مانده
موفق شاد و سلامت باشید..
تا بعد..
به نام خدا
سلام
ممنون از اینکه من رو در جمع خودتون پذیرفتید و از اینکه به گرمی از من استقبال کردید.امیدوارم بتونم محبت های شما دوستان عزیزم رو جبران کنم.
واما یک نوشته که از ذهن و فکر خودمه نوشتنم زیاد خوب نیست ولی خب شاید اینجا بتونم از راهنمایی های شما استفاده کنم و دست به قلمم رو بهتر کنم پس خواهش میکنم که این نوشته رو بخونید و نظرتون رو درباره اش بگید.
گل و پروانه
صبحی دیگر آمد.پروانه ی کوچک باز هم روی گل نشست..
سلام..
از روزهایش گفت از تنهاییش از اینکه گل تنها یار اوست .اما گل درد بزرگی داشت که هر روز با دیدن پروانه دردش تازه تر میشد.چه باید میکرد نمیدانست..
صبحی دیگر آمد پروانه ی کوچک باز هم روی گل نشست..
سلام..
از روز هایش گفت از تنهاییش از اینکه گل تنها یار اوست.اما گل درد بزرگی داشت که هر روز با دیدن پروانه دردش تازه تر میشد.چه باید میکرد نمیدانست..
صبحی دیگر آمد پروانه ی کوچک باز هم کنار گل رفت .
سلا..
ولی گل نبود گل کجا بودمطمئن بود همیشه همانجا می آمد.پس گل کجا بود؟؟
غمگین و افسرده به گوشه ای رفت مانند کودکی بود که مادرش را گم کرده بود وکسی را برای کمک نمی یافت.حالا دیگر یاری نداشت.درد دل کوچکش را باید به چه کسی می گفت؟؟
صبحی دیگر آمد ولی باز هم گل نبود .پروانه ی کوچک ضعیف و غمگین شده بود.
روز ها گذشت ولی گل نبود .پروانه از دوری گل هر روز ضعیف تر می شد تا روزی...
بهار آمد گل رویید منتظر پروانه بود ولی پروانه نیامد .دیگر صدای سلام پروانه را نمی شنید .تنها در خاطرش به یاد او بود و تنها در خاطرش صدای او را می شنید..
سلام..
امیدوارم که خوشتون اومده باشه و خیلی خوشحال میشم که راهنماییم کنید تا نقاط قوت و ضعف در نوشته ام رو بدونم .
از لطف همتون ممنونم.
موفق شاد و سلامت باشید..
تا بعد..
به نام خدا
سلام ..!!
امروز در این وبلاگ نوشتم و از امروز به جمع شما وارد شدم.
امیدوارم در این مدتی که با هم هستیم دوست خوبی براتون باشم .
ان شا الله در دفعه های بعد مطلب های قشنگی مینویسم.
موفق شاد و سلامت باشيد..
تا بعد...

